تبلیغات
عیاران، تکنولوژی فکر ، رازهای موفقیت - چرا هیچ وقت پول نداریم؟!

طراحی سایت

قالب وبلاگ


عیاران، تکنولوژی فکر ، رازهای موفقیت
فردای شما را افکار امروزتان می سازد نه اعمال فردایتان پس مثبت اندیش باشید
تی شرت لاغری مردانه عینک آفتابی پلیس ساعت مچی
تی شرت لاغری مردانه خرید عینک آفتابی
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 فروردین 1392 توسط رضا یامی

                                                               

حتما شما هم بارها و بارها این سوال را از خود پرسیده‌اید كه چرا با وجود بالاتر رفتن رتبه كاری‌تان و بیشتر شدن درآمدتان هنوز زندگی‌تان مثل قبل می‌گذرد یا با وجود این‌كه در كنار شغل اصلی‌تان یك كار پاره وقت هم دارید، باز هم نیمه‌ ماه بی‌پول می‌شوید و برای پرداخت اقساط‌تان هم مشكل دارید.

برای گرفتن یك امضای ساده، چند هفته است كه به یك سازمان مراجعه می‌كنید؛ مدام از این طبقه به آن طبقه می‌روید اما به نتیجه‌ای نمی‌رسید. كاری كه انتظار داشتید یك روزه و توسط یك نفر انجام می‌شود، 01 روز وقت‌تان را می‌گیرد و برایش باید سراغ چند كارمند و مدیر بروید. شاید وقتی با چنین موقعیتی روبه‌رو شوید زیر لب بگویید اینجا ایران است و گمان كنید كه تنها ادارات ما به چنین چرخه آزار دهنده‌ای گرفتارند ولی یك پژوهشگر بین‌المللی معتقد است، این چرخه بیهوده حاصل برخی تصمیم‌گیری‌های نادرست سازمانی و مدیریتی و همین‌طور تنبلی ناخودآگاهی است كه در ذهن همه كارمندان جهان حك شده است.

  پروفسور سی. نورثكات پاركینسون انگلیسی معتقد است، همه جای جهان آسمان همین رنگ است و سال‌ها پیش این موضوع را به‌عنوان یك قانون كه مدتی بعد جهانی هم شد، مطرح كرد. قانون پاركینسون، یكی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین قانون‌ها در حوزه مدیریت پول و سرمایه است و توضیح می‌دهد كه بوروكراسی اداری از كجا سرچشمه می‌گیرد و این‌كه چرا بسیاری از مردم به سادگی ورشكسته و فقیر می‌شوند. اگر دوست دارید دلیل این اتفاقات را بشناسید و در كسب و كار خودتان با آن مقابله كنید بهتر است بیشتر در مورد قانون پاركینسون بدانید و اگر هم نمی‌توانید جیب‌تان را مدیریت كنید و خرج و دخل‌تان جور در نمی‌آید بهتر است ادامه مطلب را بخوانید...


یك مدیر تمام عیار باشید

برای تعطیلات تابستان‌تان، برنامه یك سفر را چیده‌اید. همه چیز پیش‌بینی شده. هزینه سفر را از ماه‌ها قبل پس انداز كرده‌اید؛ مرخصی‌های‌تان را رد كرده‌اید و برنامه كلاس‌های تابستانه بچه‌ها را جوری تنظیم كرده‌اید كه بتوانید یك هفته فارغ از همه چیز به سفر بروید. به‌عنوان خانم خانه، یك برنامه‌ریزی دقیق هم كرده‌اید و آن را در یك فهرست بلند و بالا نوشته‌اید. دوست ندارید این بار هم مثل دفعات قبل زحمت تمام كارها به دوش خودتان باشد. به همین دلیل لیست خریدهای لازم را از یك هفته قبل به همسرتان داده‌اید و از بچه‌ها هم خواسته‌اید كه هر كدام چمدان خود را جمع كنند و برای این‌كه همه چیز طبق برنامه‌ریزی پیش رفته باشد، لیست نیازهای‌شان را هم برای‌شان روی كاغذ نوشته‌اید. همه اعضای خانه یك هفته برای آماده كردن مقدمات سفر فرصت دارند تا عجله و فراموشی دفعات قبل برنامه‌تان را به هم نریزد. شما كه از یك تنه انجام دادن همه كارها خسته‌اید، خیال خودتان را با همان لیست‌های نوشته شده راحت كرده‌اید و به همه تذكر داده‌اید كه خودشان به فكر كارهای‌شان باشند و منتظر پیگیری شما باقی نمانند  از نظر خودتان یك مدیر تمام عیار بوده‌اید؛ برنامه‌ریزی و تقسیم كار با شما و انجامش به‌عهده دیگران.

یك روز به سفر مانده است. هیچ اثری از آنچه در لیست خرید نوشته بودید نه در آشپزخانه‌تان دیده می‌شود و نه در هیچ جای دیگر. چمدان‌ها هنوز خالی است و لباسی هم برای شسته شدن در سبد حمام وجود ندارد. حالا وقت حساب و كتاب است. از همسر و بچه‌های‌تان می‌خواهید كه نتیجه كارهای‌شان را اعلام كنند اما نتیجه‌ای وجود ندارد چون كاری انجام نشده. شما حساب همه چیز را كرده بودید. آدم‌های زیادی را درگیر یك كار كوچك كرده بودید و زمان زیادی هم به آن‌ها داده بودید پس چرا باز هم در دقیقه 09 زحمت همه كارها به دوش خودتان افتاده است؟ این درست همان جایی است كه باید با قانون پاركینسون آشنا شوید و كمی در شیوه مدیریت‌تان تجدید نظر كنید. پاركینسون معتقد است، اگر برای یك كار ساده آدم‌های زیادی را درگیر كنید و همین‌طور اگر برای یك كار ساده، زمان زیادی را درنظر بگیرید، هیچ‌چیز آن‌طور كه انتظارش را داشته‌اید پیش نمی‌رود و باز هم همه چیز برای دقیقه 09 باقی می‌ماند.




اصل اول:  

وقت بیشتر= اتلاف وقت بیشتر

بخش دیگری از این قانون می‌تواند كمی از تنبلی‌هایی كه در انجام كارهای‌مان به خرج می‌دهیم را توجیه كند و به ما بگوید چرا همیشه در دقیقه 90 همه كارها را انجام می‌دهیم. حتما برای شما هم پیش آمده كه  برای یك كار ساده هفته‌ها از رئیس‌تان زمان بگیرید و باز هم درست در لحظه آخر آن كار را با عجله بسیار تمام كنید یا این‌كه با وجود داشتن چند هفته وقت قبل از امتحان‌تان، باز هم اصلی‌ترین مباحث را پشت در ورود به جلسه مرور كنید و به‌خودتان تعهد دهید كه در ترم بعد هرگز چنین اتفاقی را تكرار نمی‌كنید اما با وجود گذشت سال‌ها و سال‌ها باز هم همین روال را پیش ببرید و نتوانید از آن رها شوید.

اگر مدیر یك سازمان هم باشید ممكن است برای بالا بردن كیفیت كارتان وقت بیشتری به كارمندتان بدهید اما باز هم كاری پر اشتباه و كم‌دقت را آن هم در زمانی طولانی‌تر تحویل بگیرید. شاید شما گناه این اتفاقات را برگردن خود یا كارمندان‌تان بیندازید و فكر كنید اگر فرد دیگری در این موقعیت بود به شكلی دیگر عمل می‌كرد اما پاركینسون می‌گوید، این یك موضوع همه‌گیر است و تا برایش برنامه‌ریزی دقیقی انجام ندهید نمی‌توانید از شرش خلاص شوید.

این قانون می‌گوید، مهم نیست كه برای انجام یك كار به شما چقدر زمان داده می‌شود، چه یك هفته و چه یك ماه برای شما فرقی نخواهد كرد، زیرا شما كارتان را به اندازه همان زمانی كه داده شده طول می‌دهید.

از نظر پاركینسون، استرس و فشار كار در تمام این مدت همراه شما خواهد بود و هرگز خودتان نخواهید فهمید چرا نمی‌توانید در زمانی كه برای كار كافیست آن را تمام كنید و نه در زمانی كه به شما برای انجام آن داده شده است. این قانون می‌گوید، هرچقدر به شما برای انجام یك پروژه وقت داده شود، شما همان‌قدر برای تمام شدنش وقت خواهید گذاشت مثلا اگر برای كاری كه شما توان انجام دادنش را در یك هفته دارید، 2 هفته زمان درنظر گرفته شود، هرگز شما آن را در یك هفته تمام نخواهید كرد و بازهم چیزی كه برای شما از این وقت اضافه باقی می‌ماند، همان اضطراب دقیقه نودی است. شاید بد نباشد برای كم كردن این اضطراب و دور زدن زمان راه‌حل‌هایی پیدا كنید و اگر مدیر هستید بتوانید در زمانی كه برای انجام آن كار لازم است آن را از كارمندتان بخواهید و نه زمانی بیشتر چراكه این زمان بیشتر تنها ركود كار شما را بالا می‌برد و نه‌كیفیت و دقت انجام آن را.


   وقتی كارها كش می‌آید...

یك لیست از كارهایی كه باید انجام دهید تهیه كنید و زمانی كه برای انجام آن مورد نیاز است را  نیز برآورد كنید و در مقابل هر كدام بنویسید. اگر هم چند پروژه‌ دانشگاهی پیش‌روی‌تان است اولویت‌های‌تان را مشخص كنید و باز هم برآورد زمانی‌تان را مقابل هر كدام یادداشت كنید. زمانی كه برای انجام كارها تعیین كرده‌اید را جدی بگیرید و به‌خودتان اطمینان دهید كه طبق این زمان‌بندی پیش خواهید رفت نه‌فرصتی كه دیگران به شما می‌دهند. در تمامی مدت انجام كارتان قانون پاركینسون را از یاد نبرید؛ اگر شما محدودیتی برای خودتان قائل نشوید كارتان همانطور كش خواهد آمد، پس اگر دیگران شما را محدود نمی‌كنند خودتان برای خودتان چهارچوب تعیین كنید. شما می‌توانید با شروع هر هفته، لیستی از كارهایی كه پیش‌روی‌تان است را مشخص كنید و حتی اگر مدیران‌تان وقت بیشتری به شما برای انجام‌شان می‌دهند، به این فكر كنید كه در 6 روز كاری توان انجام چه میزان از این كارها را دارید یا این‌كه در وقت درنظر گرفته شده برای امتحان‌تان می‌توانید چطور پیش بروید و به چه كارهای دیگری هم برسید.




اصل دوم:  

كارمند بیشتر= بیكاری بیشتر

قانون پاركینسون با این اصل شروع می‌شود: كار به همان اندازه‌ای كه برایش وقت یا نیروی انسانی باشد، كش می‌آید. این قانون تلاش می‌كند سیستم آزار‌دهنده اداری را موشكافی كند و به ما بگوید كه چرا برای یك كار ساده اداری باید روزها و هفته‌ها وقت بگذاریم، از این اتاق سازمان به اتاق دیگر پاس داده شویم و در نهایت كارمان هم آنطور كه باید انجام نشود.

پاركینسون اصرار دارد كه اگر برای كاری كه از عهده 2 كارمند بر می‌آید 10 كارمند هم استخدام كنیم، نه كار سریع‌تر انجام می‌شود و نه كیفیت انجام شدنش فرقی می‌كند بلكه آن كار به اندازه 10 نفر از ما نیروی بیهوده می‌گیرد.  او از این طریق سیستم وقت‌گیر اداری را توضیح می‌دهد و معتقد است كه براساس این اصل، ادارات با اختصاص تعداد بیشتری نیروی انسانی برای كارهای ساده تنها سیر انجام كار را طولانی‌تر می‌كنند و وقت بیشتر و هزینه بالاتری را به سازمان و مراجعان تحمیل می‌كنند. طبق قانون پاركینسون، با افزایش تعداد كارمندها سرعت انجام كار بالاتر نمی‌رود بلكه كاركنان موضوعات ساده و ابتداعی را بیهوده به هم ارجاع می‌دهند و بیشتر از قبل انجام كار را به تعویق می‌اندازند. پاركینسون با توضیح این اصل تلاش می‌كند كه از مدیران بخواهد، در سیستم استخدام كارمندان‌شان تجدیدنظر كنند و به جای پر كردن چارت سازمانی به فكر انجام بهتر كارها باشند. او معتقد است در اكثر مواقع چرخه اداری بیهوده طولانی می‌شود و كارمندی كه توان انجام كار را دارد، تنها برای پیروی از آن روال اداری كار را به دیگران ارجاع می‌دهد و این موضوع می‌تواند سازمان را به مرور دچار یك وضعیت نامساعد كند و بیشتر وقت و هزینه را به انجام كارهایی اختصاص دهد كه نیازی به انجام‌شان نیست. البته این اصل فقط به درد مدیران اداره‌ها نمی‌خورد. شما حتی در منزل هم گاهی با این اصل سروكار دارید. كمی فكر كنید...


   اگر مدیر هستید...

  براساس  اصل پاركینسون جدا شدن تخصص‌های ساده و سپردن‌شان به نیروهای متعددی كه به‌اصطلاح متخصص هم هستند هیچ نفعی برای سازمان و همین‌طور برای مراجعان ندارد.  اما پاركینسون مدیران را برای آسودگی از این چرخه تنها نمی‌گذارد. او می‌گوید اگر شما مدیر یك سازمان هستید یا این‌كه كسب و كار خودتان را دارید، بهتر است برای استخدام كارمندان‌تان كمی محتاط‌تر باشید. قرار نیست همه كارها را بر دوش یك نفر بگذارید اما نباید با جدا كردن بیش از حد تخصص‌ها و استخدام آدم‌های متعدد برای یك كار، چرخه را طولانی‌تر كنید و روند انجام كارتان را كندتر.  حتی اگر یك كارمند ساده باشید، می‌توانید این موضوع را در كار خودتان هم اجرا كنید. در میان ارزش‌گذاری‌های اداری پیش‌قدم شدن و تلاش برای آسان‌تر انجام شدن كارها، اصلی مهم تلقی می‌شود. شما می‌توانید بدون آسیب زدن به كارهایی كه وظیفه انجام‌شان را دارید، برای انجام بخشی از كارهای دیگر كه توان و تخصص‌شان را دارید پیش‌قدم شوید و در محدوده كوچك خودتان مانع از طولانی شدن این چرخه كاری شوید.





طبقه بندی: تکنولوژی فکر و موفقیت،
.: Weblog Themes By Pichak :.